که هر فصلی نوروز نباشد

[ad_1]

به گزارش ایسنا، نوروز یکی از قدیمی ترین اعیاد به جا مانده از قدیم الایام است که هر سال نمک را به ارمغان می آورد. این شور و شوق در اشعار شاعران نیز نمود دارد و هر کدام به این جشن کهن ایرانی توجه داشتند.

در زیر به برخی از اشعار نظامی در مورد نوروز می پردازیم:

گزیده ای از “نکیسا آواز به زبان شیرین”

دنیا در شب خیلی بازی می کرد

دنیای نادیده گرفته شده جانا چه فایده ای دارد؟

از امروز بهاری داری

که هر فصلی نوروز نباشد

گل نخورید

وقتی پاییز می آید باد می وزد

گل های شما برای پرورش گلبرگ های رز بهترین هستند

گلابی به گل اجازه می دهد شکوفا شود

در آن حضرت که نامش زر سفال است

اگر مس را در نظر نگیرم

لبه دریا و سپس آب می ریزد

صورت خورشید و سپس کرم شب تاب

***

ساقی باد بیاور

به گل بی خانمان پیام بدهید

صورتت را باد بزن چون ضربه

رنگ من را بدون توجه نگذارید

برای جشن فریدون و نوروز جام

این شادی از دنیایی به نام غم ساطع می شود

جهاندار روی تختش نشست

شاهان بی شرم نشستند

***

الکساندر چاو آن ساختمان را خراب کرد

گنج دریا جاری شد

از میان آتش می گذشتی

آرام آرام این گنج را بردی

عبادت کتیش عادت دیگری بود

او هر سال با جوانان روس ملاقات می کرد

برای جمشید نوروز و جشن سده

ممکن است آیین آتشکده جدید

عروس ها را در همه جا نادیده بگیرید

به سمت خانه رفتی

دست‌ها صورت را در انکار آراستند

با خوشحالی از هر طرف دویدی

موسیقی حذف شده است

گردنش را به سمت باد بلند کرد

از دهقان برزین و طلسم زند

از چرخ های دودی راضی هستم

همه کارشان شوخی و طلسم است

شایعه پراکنی شایعات شایعه پراکنی

هیچ نوری جز جادو نفروختند

آنها چیزی جز افسانه ها یاد نگرفتند

موهای خود را در شکن خیس کنید

یکی پدال و یکی دسته

چاو سرو با سه دسته گل در دست

سهی سرو گل فروشی زیبایی بود

سر بز دارای گنبد تیز است

تو شدی شعار دنیا، روز نو

یک روز اهل کوه و قصر بودی

میدانی وسیع به دلخواه شما

انتهای پیام

[ad_2]
Source link

درباره ی admin

مطلب پیشنهادی

نظام حقوق بین المللی مالکیت فکری و حمایت از صنایع دستی (2)

نظام دستمزد فی مابین المللی مالکیت فکری و حمایت از صنعت های دستی تابلو فرش, …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.