فرصت هایی که درگیری روسیه و اوکراین برای جبهه مقاومت ایجاد کرد

[ad_1]

یک استاد دانشگاه با اشاره به درگیری روسیه و اوکراین گفت: ما نباید موضوع را به چالش بین دو کشور همسایه با روابط گسترده تقلیل دهیم، بلکه اساساً بحران و جنگ اوکراین نتیجه شرایط و اقدامات پی در پی است که آمریکایی ها جو بایدن به قدرت رسیدند.

به گزارش ایسنا، شعیب بهمن، استاد دانشگاه و تحلیلگر اوراسیا، پیش از ظهر دوشنبه 16 اسفند 93 در نشستی با موضوع “بحران اوکراین و تاثیر آن بر معادلات خاورمیانه” در دفاع از ملت فلسطین، گفت: دلایل متعددی برای اینکه روس ها به دلیل درگیری و بحران وارد جنگ شدند، وجود دارد. بحران و جنگ در اوکراین اساساً نتیجه یک سری شرایط و اقداماتی است که آمریکایی ها از زمان روی کار آمدن جو بایدن اتخاذ کرده اند.

وی با تاکید بر اینکه نمی توان گفت که جنگ روسیه و اوکراین برای روسیه تله ای برای آمریکا بود، بلکه روس ها روابط ژئوپلیتیکی خود را برای ورود به این جنگ داشتند، گفت: یکی از دلایل این جنگ به دوران جنگ بازمی گردد. غرب آسیا؛ در دوران جنگ سرد، یک تقابل ایدئولوژیک و ژئوپلیتیکی بین اتحاد جماهیر شوروی و ایالات متحده وجود داشت که در غرب آسیا و خاورمیانه نیز شاهد آن بودیم. برخی از کشورهای منطقه در آن زمان در اردوگاه غرب و برخی دیگر در اردوگاه شرقی بودند. بنابراین می توان گفت که تحولات اخیر ریشه در جنگ سرد دارد.

پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در دهه 1990، روس ها دیگر بازیگران فعال در منطقه غرب آسیا نبودند، در حالی که آمریکایی ها سیاست گسترش نفوذ سیاسی و نظامی خود را در مناطق مستقل از اتحاد جماهیر شوروی دنبال کردند. او گفت. غرب آسیا نیز دنبال شد. با آغاز دهه اول دهه 2000، زمانی که روسیه با روی کار آمدن پوتین روسی، شروع به تعدیل اوضاع از درون کرد و به تدریج شروع به اتخاذ سیاست های مستقل در حوزه سیاست خارجی کرد، شاهد افزایش فاصله بین این دو بودیم. روسیه و ایالات متحده؛ این استقلال را در سیاست خارجی مخالفت روسیه با تهاجم نظامی آمریکا به افغانستان و عراق می بینیم.

بهمن گفت: سیاست خارجی آمریکا در دهه اول دهه 2000 اجرای برنامه انقلاب های رنگی بود. آمریکایی ها می خواستند این مدل ظاهرا موفق را در منطقه غرب آسیا تکرار کنند. از این نظر، شاهد تحولاتی در لبنان در سال 2005 هستیم که با حضور به موقع حزب الله، عملاً این مدل در منطقه غرب آسیا شکست خورد، اما اگر آمریکایی ها موفق می شدند این پروژه را در لبنان انجام دهند، این روند می شد. احتمالاً در کشورهای دیگر تسلط داشته است. ; شکست آمریکا در اجرای سیاست انقلاب رنگی در منطقه غرب آسیا و همچنین شکست پروژه انقلاب رنگی در اوکراین، از سال 2010 منجر به تغییر سیاست خارجی آمریکا شده است.

وی افزود: از سال 2010 آمریکایی ها وارد بحران های مصنوعی و کنترل شده شدند تا وضعیت آشوب و بحران و مدیریت آن را به نفع خود ایجاد کنند. ما مدل این بحران را در سوریه و اوکراین دیدیم. در سال 2014، روس‌ها شبه جزیره کریمه را ضمیمه کردند و برای مناطق لوهانسک و دونتسک اعلام خودمختاری کردند و در واقع اوکراین را به کشوری زخمی تبدیل کردند، زیرا ناتو کشورهای مجروح و بحران‌زده را نمی‌پذیرد. روس ها این کار را در سال 2008 در گرجستان انجام دادند و با اعلام خودمختاری اوستیای جنوبی و آبخازیا، از پیوستن این کشور به ناتو جلوگیری کردند.

این تحلیلگر روابط بین الملل گفت: رویداد مهم دیگری که بحران اوکراین را به غرب آسیا مرتبط می کند، احیای دخالت روسیه در منطقه در سال 2015 با حضور مستقیم نظامی در سوریه است. در سال‌های 2014 و 2015 روس‌ها عملا وارد بحران‌های آمریکا شدند، اما نتیجه این بحران‌ها برخلاف میل آمریکایی‌ها به نفع روسیه بود. در سوریه شاهد بودیم که با ورود روسیه برای اولین بار در تاریخ خاورمیانه ابتکار حل بحران در منطقه غرب آسیا از دست آمریکا و غرب خارج شد. ابتکار عمل به دست ایران، روسیه و ترکیه افتاد.

بهمن ادامه داد: در این شرایط آمریکایی‌ها احساس کردند در بحران‌هایی که یک دهه پیش ایجاد کردند شکست خورده‌اند و به این نقطه رسیدند که اگر نتوانند روسیه را مهار کنند، این احتمال وجود دارد که اگر فردا در آمریکای لاتین وجود داشته باشد. یک بحران، روس‌ها نقشی را که در بحران‌های اوکراین و سوریه ایفا کردند، تکرار کردند. یکی از اهداف ایالات متحده بازگرداندن روس‌ها به مرزهای اوراسیا و کشورهایی است که از اتحاد جماهیر شوروی استقلال یافته‌اند.
برای آمریکایی ها مطلوب تر است که به جای روس ها در هر منطقه جغرافیایی دیگری، روس ها مرزهای آنها را محاصره کنند و در منطقه اوراسیا وارد عمل شوند. در این راستا در ماه های اخیر شاهد بحران هایی در قزاقستان و تشدید بحران در اوکراین بوده ایم.

وی با اشاره به فرصت‌های ایجاد شده از درگیری روسیه و اوکراین گفت: این رویداد برای ما و جبهه مقاومت فرصتی است چرا که منجر به تضعیف موقعیت متحدان آمریکا در منطقه می‌شود؛ کشورهایی که تاکنون به فکر آن بوده‌اند. امنیت آنها زیر چتر آمریکا و فکر می کردند که روابط نزدیک با آمریکا می تواند از آنها محافظت کند، اکنون اوکراین نمونه ای است برای آنها که بدانند آمریکایی ها هرگز در لحظات تاریخی از آنها حمایت نمی کنند؛ حتی اکنون نیز برخی از کشورهای منطقه که به دنبال آن هستند. امنیت نسبت به آمریکا و فکر می کنند پناه بردن به آغوش آمریکا می تواند به آنها امنیت بدهد و به سمت امنیت بومی و منطقه ای حرکت نمی کنند، باید بدون حمایت آمریکا متوجه تغییر اوضاع می شدند. که متحدان آمریکا و جبهه غرب در منطقه اکنون در موضع ضعف قرار دارند.

این استاد دانشگاه درباره فرصت‌های ایجاد شده در مناقشه روسیه و اوکراین، خاطرنشان کرد: اتفاق دیگری که در شرایط کنونی رخ داد، شفاف‌سازی مواضع کشورهایی مانند ترکیه بود که مجبور شدند موضع خود را به وضوح و در قبال حرکت غرب اعلام کنند. البته روس ها هرگز به ترکیه با چشم یکپارچه نگاه نکردند و عملا سعی در مدیریت آن و فاصله گرفتن از آمریکا، اروپا و ناتو داشتند و می توان گفت در این امر نیز موفق بودند.فرصتی دیگر که درگیری روسیه و اوکراین ایجاد کرد. مسئله اسرائیل است؛ در گذشته سعی می‌کردند نشان دهند روس‌ها رابطه خوبی دارند، اما موضع اخیر آنها که منجر به عقب‌نشینی سریع روس‌ها نیز شد، می‌تواند شرایط جذاب‌تری را در منطقه ایجاد کند؛ حمایت اسرائیل از اوکراین. به سرعت با واکنش روس ها مواجه شد و آنها خواستار عقب نشینی اسرائیل از بلندی های جولان شدند. و اینکه او یهودی است و از یهودیان و اسرائیلی‌ها می‌خواهد که با اوکراین بجنگند و از آنها حمایت کنند، و همچنین حضور عناصری مانند بنی گانتز در دولت ائتلافی ضد روسیه اسرائیل، فرصت خوبی است تا از آنها استفاده کنیم. مناسب.

بهمن سومین فرصت ایجاد شده در مناقشه روسیه و اوکراین برای منطقه غرب آسیا را همکاری روسیه با کشورهای تحت تحریم عنوان کرد و گفت: علاوه بر ایران، کشورهای مقاومت نیز به شدت تحت تحریم هستند؛ در این شرایط اگر روس ها به شدت تحت تحریم هستند. از قبل به فکر همکاری گسترده با این کشورها بودند، امروز چون خودشان در تحریم هستند دیگر ملاحظات قبلی را ندارند، این می تواند به گسترش روابط اقتصادی روسیه و کشورهای منطقه منجر شود. ایجاد محاصره کشورهای تحریم شده می تواند با حضور کشور قدرتمندی مانند روسیه اتفاق بیفتد و کشورهایی مانند ایران بتوانند نگاه جدی تری به روسیه به ویژه در حوزه توسعه صادرات داشته باشند.

وی گفت: تا امروز ایران و جبهه مقاومت در نوک پیکان رویارویی با آمریکا قرار داشتند. پیکان نیست و این می تواند فضای خوبی برای ما ایجاد کند و قدرت چانه زنی ما را با غرب افزایش دهد.

این تحلیلگر مسائل بین الملل در پایان با تاکید بر اینکه نباید از فضای ایجاد شده به عنوان ابزار استفاده کنیم، خاطرنشان کرد: باید نگاهی بلندمدت به شرایط جدید ایجاد شده داشته باشیم. اگرچه این امر کل نظام بین‌الملل را تغییر نمی‌دهد و بعید است که منجر به جنگ جهانی شود، اما فرصت‌هایی را به وجود می‌آورد که نباید به عنوان ابزار، بلکه به عنوان منافع کلان استراتژیک، ملی و منافع جریان‌های ما تلقی شود.

انتهای پیام

[ad_2]
Source link

درباره ی admin

مطلب پیشنهادی

نظام حقوق بین المللی مالکیت فکری و حمایت از صنایع دستی (2)

نظام دستمزد فی مابین المللی مالکیت فکری و حمایت از صنعت های دستی تابلو فرش, …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.